×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۷ آبان - ۱۳۹۶  
it is true
false
true
حس خوب امنیت در تاکسی‌های اینترنتی

راننده اسنپ که چک ۴۰۰ میلیون تومانی‌ حامل را به صاحبش بازگرداند، اعلام کرد که صاحب چک اصلا متوجه نشده بود که کیفش را گم کرده، کیفی که چک‌های امانتی مردم داخل آن بود.

به گزارش تهران ۲۴، چهره‌اش شکسته‌تر از سنش به نظر می‌رسد، مشکلاتی دارد که دلش نمی‌خواهد مستقیم به آنها اشاره کنیم و تنها می‌گوید که چطور شبانه‌روزی کار می‌کند. با این حال لحظه‌ای در بازگرداندن چک چندصد میلیونی‌ای که در ماشینش جا مانده تردید به دلش راه نداده است. حدود یک سالی می‌شود که از راه رانندگی در اسنپ امرار معاش می‌کند و از کار کردن در این سامانه خاطرات شنیدنی‌ای دارد.

بعد از آنکه خبر بازگرداندن کیف پول یکی از مسافران اسنپ را -با حدود ۴۰۰ میلیون تومان چک بدون تاریخ- شنیدیم از پشتیبانی اسنپ پیگیر موضوع و خواستار آشنایی با این راننده شدیم. نامش سلیمان نوروزی‌آزاد است. در روزهایی که اختلاف‌نظرها بر سر فعالیت سامانه‌های هوشمند حمل‌ونقل شدت گرفته، با سلیمان قرار گذاشتیم و درباره جزییات ماجرا جویا شدیم.

* از داستان جا ماندن و برگرداندن کیف مسافر در ماشین‌تان برای‌مان بگویید، کی این اتفاق افتاد؟

– من معمولا تا ساعت چهار، پنج صبح کار می‌کنم. حدود دو هفته پیش ساعت ۱۲ و بیست دقیقه شب بود که یک سرویس به سمت نازی‌آباد، هزاردستان بهم خورد. یک بنده خدایی را رساندم به مقصدش و پایان سفر را زدم و رفتم به سمت فرودگاه، از فرودگاه یک مسافر سوار کردم که تا خواست بنشیند گفت بغل صندلی‌، سمت در، یک کیف افتاده است. من کیف را گرفتم و گذاشتم کنار؛ مسافر را به مقصد رساندم و بعد از زدن پایان سفر، کیف را برداشتم تا ببینم مال کدام یک از مسافرانم است. از روی کارت شناسایی‌ داخل کیف متوجه شدم برای همان مسافری است که به سمت نازی‌آباد برده بودم. بعدتر که آن بنده خدا را دیدم بابت اینکه در کیفش را باز کردم ازش عذر خواستم.

* کیف را مستقیم به صاحبش تحویل دادید یا اینکه اسنپ آن را از شما تحویل گرفت؟

– به محض اینکه کارت شناسایی‌اش را دیدم، شناختم و با پشتیبانی اسنپ تماس گرفتم و اطلاع دادم که یکی از مسافرها چنین کیفی را جا گذاشته و داخلش چند فقره چک است. پشتیبانی به من گفت شما چک را به کسی تحویل ندهید تا ما هماهنگ کنیم. صبحش از اسنپ با من تماس گرفتند که با صاحب کیف هماهنگ شده؛ ایشان با شما تماس می‌گیرند و اطلاع می‌دهند که چک را کجا تحویل دهید. صاحب چک حدود ساعت ۸ با من تماس گرفتند و برای ساعت ۱۰ صبح با هم قرار گذاشتیم. من ساعت ۱۰ آنجا بودم و ایشان حدود یک ربع به ۱۱ آمدند.

* مبلغ چک‌ها چقدر بود؟

– یک چک ۳۷۵ میلیون تومانی، دو چک ۱۰ میلیون تومانی و یک چک ۵ میلیون تومانی امضا شده و بدون تاریخ داخل کیف بود.

* واکنش صاحب چک در برابر کاری که در حقش کردید چه بود؟

– بعد از اینکه کیف را به صاحبش تحویل دادم، خیلی از من تشکر کردند و گفتند که خیلی از اسنپ راضی هستند. از کار من متعجب شده بودند و بهم گفتند که کمتر آدمی پیدا می‌شود که با این اندازه صداقت کار کند و شما با این کارتان من را از یک بلای بزرگ نجات دادید. در واقع آن آقا خودش صاحب چک‌ها نبود و به صورت امانت دستش بود. شغلش بنگاهی بود و چک‌ها را بابت معامله خانه از مشتری گرفته بود.

* امکان نقد کردن چک‌ها برای شما وجود داشت؟

– صاحب چک اصلا متوجه نشده بود که کیفش را گم کرده است. ساعت ۷ و نیم صبح که اسنپ تماس می‌گیرد تازه می‌فهمد که کیفش نیست. همان شب وقتی موضوع را به راننده تاکسی‌های داخل فرودگاه تعریف کردم قبل از اینکه بگویم تصمیم دارم کیف را پس بدهم به من شرخر معرفی کردند و گفتند که همین الان به ازای چک‌ها ۱۰۰ میلیون بهم می‌دهند. یکی‌شان گفت بعد اگر پای شرخر گیر شود شما را نمی‌شناسد و می‌گوید که چک‌ها را از خیابان پیدا کرده است.

* وقتی خودم را جای شما می‌گذارم می‌بینم خیلی تصمیم‌گیری سختی است و در یک آن هزار فکر به سر آدم می‌زند. وسوسه‌ اینکه چک را نقد کنید حتی برای یک لحظه هم به سرتان نزد؟

– من ساعت ۳ بود که کیف را باز کردم و متوجه وجود چک‌ها شدم و بلافاصله قبل از اینکه به خودم فرصت فکر کردن بدهم با پشتیبانی تماس گرفتم و موضوع را اطلاع دادم. ساعت ۵ و ده دقیقه صبح بود که به خانه رسیدم. اطمینان نکردم کیف را بگذارم داخل ماشین و با خودم بردم خانه. همان لحظه خانمم از خواب بیدار شد و گفت: «این کیف چیه؟»، منم جریان را برایش تعریف کردم. گفت: «اگه یه ریال از این پول تو این خونه بیاد من تو این خونه نمی‌مونم.» همیشه گفتند پیشگیری بهتر از درمان است. خانمم خواست با این حرف پیشگیری کند. گفت: «به صاحب کیف زنگ زدی، بهش گفتی؟» نمی‌دانست باید با اسنپ هماهنگ کنم. منم بهش گفتم: «آره، به اسنپ اطلاع دادم. نگران نباش من از این پول‌ها خونه نمیارم. اگر قرار بود از این پول‌ها بیارم تا ساعت ۵ صبح کار نمی‌کردم.»

* شما چند سال‌تان است و چند فرزند دارید؟

– من ۳۸ سالم است و دو پسر دارم: پسر بزرگم ۱۴ سالش است و در تیم تکواندوی منتظرالمهدی بازی می‌کند و سال گذشته نفر سوم کشور شده است. پسر کوچکم ۹ سال دارد و خیلی هم بازیگوش است. او هم در رده خردسالان تکواندو بازی می‌کند.

* تمام‌وقت در اسنپ کار می‌کنید؟

– نه من هفته‌ای دو روز به مدت ۱۲ ساعت در بخش حراست یک سازمان کار می‌کنم و باقی روزها در اسنپ هستم. اواخر پاییز سال ۹۵ آمدم اسنپ و قبل از آن آژانس کار می‌کردم. درست است که کرایه‌های آژانس از اسنپ بیشتر است، اما کار کردن در آژانس دو ایراد دارد: اول اینکه در آژانس هر مسیری که برویم باید به همان میزان برگردیم، یعنی اگر ۳۰ کیلومتر برویم، باید ۳۰ کیلومتر برگردیم. من آن زمان حساب کردم که اگر روزی ۳۵۰ کیلومتر در روز داخل تهران تردد کنم حول و حوش ۱۲۰ تا ۱۳۰ هزار تومان بدون کسر بنزین و کمیسیون درمی‌آورم. با اسنپ در ازای ۲۰۰ کیلومتر تردد ۱۷۰ تا ۱۸۰ هزار تومان درآمدم است. با اسنپ کیلومتر کمتری تردد دارم و درآمدم بیشتر است.

* غیر از مورد چک‌ها، خاطره دیگری از سفر با اسنپ دارید؟

کار ما بدون خاطره که نمی‌شود. من استقلالی‌ام و چند بار شانس این را داشتم که بازیکنان تیم مورد علاقه‌ام را سوار کنم؛ آقای پادوانی و آقای جباروف در بین مسافرانم بودند. بسکتبال هم دوست دارم و یک بار ساعت ۱۲ شب آقای جمشیدی، از بازیکنان خیلی خوب تیم ملی، را سوار کردم. بازیکنان خارجی خیلی از اسنپ راضی هستند چون می‌توانند هزینه سفرشان را ببینند. پادوانی مثل بلبل فارسی صحبت می‌کرد و به من گفت که اسنپ را به خاطر راننده‌های خوش‌برخوردش و سریع بودنش دوست دارد. می‌گفت زمانی که از آژانس استفاده می‌کرده راننده‌ها تا او را می‌شناختند قیمت‌های بالا می‌دادند و اسنپ برای امثال او خیلی مفید است.

یک خاطره دیگری هم که الان به ذهنم می‌رسد به یکی از سفرهای اخیرم برمی‌گردد. ساعت یک شب سمت خیابان جانبازان بودم که یک درخواست از یک آسایشگاه معلولان و جانبازان برایم آمد. مسافری که سوار کردم جانباز بود و در راه برایم از خاطرات جنگ تعریف کرد. رفت‌وبرگشتش حدود ۲۲هزار تومان شد. موقع پیاده شدن دیدم که پولش را هزار تومان، هزار تومان جور می‌کند و دلم نیامد ازش کرایه بگیرم. گفت: «آقا برای چی نمی‌خوای کرایه بگیری؟» گفتم: «شما ۲۰ سال پیش جونت رو برای ما گذاشتی.» خوشحال شد و لبخند زد.

منبع: مهر

انتهای پیام/

false
true
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

*


true