×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

false
false
true
چالش هاى ایجاد ثبات در خاورمیانه

خاورمیانه به‌صورت کنونی آن، پس از سقوط عثمانی‌ها و تجزیه‌هایی که پس از آنها شکل گرفت ایجاد شد. این منطقه به لحاظ جغرافیایی جایی است که منابع مطلوبی را در خود جای داده است. بر اساس گزارش‌های اوپک در گذشته، میزان ذخایر نفتی این منطقه چیزی حدود ۵۶ درصد بوده که این رقم اکنون به بیش از ۶٠ درصد کل ذخایر جهان رسیده است. پس با توجه به این ارقام می‌توان اهمیت و حساسیت این منطقه برای سایر کشورها، به‌خصوص کشورهای خریدار نفت را درک کرد؛ چراکه هر اتفاقی در این محدوده می‌تواند عرضه نفت را تحت‌الشعاع قرار دهد و به افزایش قیمت آن بیانجامد.

خاومیانه به‌عنوان یک نظام و ساختار منطقه‌ای در حال فروپاشیست؛ هرچند هنوز ۶ کشور ایران، ترکیه، عربستان سعودی، اردن، سوریه و مصر کشورهای مهم این منطقه به شمار می‌روند ولی در حال حاضر هرگونه تحلیلی بدون در نظر گرفتن اسراییل به‌عنوان کانون بحران و آمریکا به‌عنوان حامی آن به دنبال منافع خود در منطقه، غیرممکن است.

عدم وجود ثبات و وجود همیشگی منازعات کوچک و بزرگ باعث شده، کشورهای این منطقه مجبور باشند هزینه‌های زیادی را صرف ایجاد امنیت برای خود بکنند این کشورها به دلیل برخورداری از درآمدهای نفتی و ساختار سیاسی وابسته به آن عمدتاً نظامی گرا هستند، بطوریکه از لحاظ مخارج نظامی مقام اول در دنیا را دارند و به نسبت جمعیتشان بیشترین تعداد سرباز را به خود اختصاص داده‌اند، که به‌عنوان مهم‌ترین دلیل می‌توان به پایین بودن سطح اعتماد بین کشورهای این منطقه اشاره کرد.
وجود منازعات متعدد و مداوم سال‌ها باعث ایجاد بازاری مساعد برای مجتمع‌های نظامی و دلالان اسلحه به‌خصوص آمریکایی‌ها شده بود و فروش تسلیحات درآمد زیادی را به جیب آنها وارد می‌کرد،؛ اما اکنون به نظر می‌رسد کشور اصلی مداخله کننده در مسائل منطقه، یعنی آمریکا مسیر بهتری را برای محقق کردن اهداف و کسب درآمد در خاورمیانه پیدا کرده است و آن فروش امنیت به‌جای فروش سلاح است.

در حال حاضر همه کشورهای خاورمیانه درگیر مبارزه با دشمنانی هستند که از طرف کشورهای خارجی حمایت و هدایت می‌شوند و به‌اجبار هزینه‌های بسیار زیادی را صرف این امر می‌کنند. از طرفی این کشورها چاره‌ای جز این ندارند؛ چرا که هوشمندانه‌ترین گزینه پیشگیری از تهدیدات است و تلاش این کشورها این است که از این تهدیدات تا حد ممکن پیشگیری کنند. به این دلیل که در صورت قدرت گرفتن این جریانات و گروه‌ها هزینه‌ها، عواقب جدی‌تری را متحمل خواهند شد و دست‌ِ کم گرفتن این خطر، قطعاً باعث خواهد شد که کنترل اوضاع از دستشان خارج شود که به نظر می‌آید کاملاً به اهمیت و حساسیت قضیه واقف هستند.
ولی از طرف دیگر صرف این هزینه‌های هنگفت، اوضاع اقتصادی آنها را با مشکل روبرو کرده است و باعث افزایش نارضایتی‌های داخلی در آنها شده و این شرایط آمریکا را تاحدی به تحقق اهدافش در خاورمیانه نزدیک کرده است؛ تا جایی که مثلاً توانسته عربستان را مجاب کند برای حفظ ثبات و امنیت داخلی خود و جلوگیری از تحریکات بیشتر ساختار کلی نظام پادشاهیش را تغییر دهد و به‌اندازه‌ای احساس خطر کند که با اسراییل پای میز مذاکره بنشیند و تفاهم‌نامه امنیتی امضا کند.
هر چند سرانه هزینه‌های دفاعی همیشه در خاورمیانه بیشتر از سایر مناطق دنیا بوده (تقریباً به‌ازای هر نفر، ۶ برابر)؛ اما این هزینه‌ها برای این کشورها در حال افزایش است و ادامه این روند اقتصاد منطقه را بیش‌ازپیش با مشکل روبرو خواهد کرد.

تاثیر رونق اقتصادی در ثبات کشورها

ازآنجاکه مهمترین مؤلفه برای ثبات و پیشرفت در همه کشورهای جهان، بخصوص کشورهای این منطقه وجود رونق اقتصادیست، با تمهید آمریکا و بیشتر امنیتی کردن فضای کشورها چه در بخش داخلی آنها و چه در بخش خارجی و ناچار شدن آنها برای صرف هزینه‌های بیشتر در زمینه‌های دفاعی و تأمین امنیت خود، عملاً دولت‌ها به دلیل کمبود منابع مالی نخواهند توانست مدیریت صحیحی در زمینه‌های اقتصادی انجام دهند و این امر بیش از گذشته باعث تضعیف آنها خواهد شد.

می‌توان گفت آمریکا شرایط منطقه را طوری برنامه‌ریزی کرده است که کشورها در اثر فشارهای ناشی از هزینه‌های دفاعی و مشکلات اقتصادی جدی ناشی از آن و افزایش نارضایتی‌های داخلی،به‌منظور کاهش این فشارها حاضر به پذیرفتن قواعد آمریکا در منطقه شوند.

درحالی‌که اگر با عدم دخالت‌ها و شیطنت‌های آمریکا در منطقه هزینه‌های مربوط به رقابت‌های نظامی درون خود کشورها صرف می‌شد با رشد شاخص‌های اقتصادی، اعتمادسازی بین این کشورها پدید می‌آمد و تخصیص منابع نظامی به بخش غیر نظامی سبب رونق اقتصادی و به‌تبع آن ایجاد ثبات در منطقه می‌شد.

هرچند باید این نکته اساسی را نیز در نظر گرفت که حتی با تغییر سیاست‌های واشنگتن در قبال خاورمیانه و کاهش هزینه‌های نظامی تنها در صورتی این روند باعث رونق اقتصادی این کشورها و حل مشکلات و حرکت به‌سوی ثبات و پیشرفت آنها خواهد شد، که این دولت‌ها در نوع رفتار خود تغییر عقیده داده و اصلاحات ساختاری در بدنه خود انجام دهند و درآمدهای نفتی خود را به‌صورتی شفاف هزینه نموده و در قبال مخارج خود پاسخ‌گو باشند. چیزی که تا به امروز در این کشورها رخ نداده است و به نظر می‌رسد دولت‌های آنان نیز، هنوز علاقه‌ای به حرکت به سمت شفافیت نداشته باشند.

انتهای پیام/

http://teheran24.ir/?p=74030
false
true
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

*


true